تبليغاتX
Rock"Em All
 

                                                            بنام آزادی
درود دوستان

این پست مربوط میشه به ترجمه یکی از آهنگ های دیوید گیلمور از یکی از آلبومهای شخصی اش ٬
فکر می کنم دیوید گیلمور نیازی به معرفی نداره ٬ میدونم که توی خیلی از وبلاگ ها و سایت های پارسی زبان بیوگرافی و شرح زندگی و فعالیت گیلمور رو در گروه افسانه ای پینک فلوید خواندید با این حال یک بیوگرافی مختصر ازش قرار میدم.


نام : دیوید جان گیلمور ( David Jon Gilmour )

متولد: ۶ مارچ ۱۹۴۶

محل تولد : انگلستان٬لندن٬ گرنچستر ( Grantchester Meadows, Cambridge, England )

فعالیت : گیتاریست و آهنگساز ٬ خواننده و ترانه سرا

تحصیلات :دانشگاه هنر و تکنولوژی کمبریج ( cambridgeshire college of arts and technology )

بیماری جسمی : ـــــــ

بیماری روحی : ـــــــ

اعتیاد / مواد مصرفی : گیلمور اعتیاد به مواد نداشته ٬فقط بین سالهای ۱۹۶۷ تا ۱۹۷۴ کمی LSD* مصرف می کرده.

آلبوم های شخصی :

David Gilmour 1978
About Face.1984
On an Island 2006


در سال ۲۰۰۳ مجله رولینگ استونز اقدام به انتخاب ۱۰۰ گیتاریست برتر کرد که دیوید گیلمور در رتبه
۸۲ قرار گرفته بود در حالی که کرت کوبین در رتبه ۱۱ قرار داشت.سر همین جریانات هم جناب آقای زک وایلد (ع) یه حال درست و حسابی به این مجله داد !

چندین سال پیش دیوید گیلمور مفتخر به دریافت لقب "سر" از طرف خانواده سلطنتی انگلستان شد!

وقتی صحبت از دیوید گیلمور به میان میاد ناخودآگاه و ناخواسته به یاد پینک فلوید می افتیم ! طرفدارهای پینک رو میشه به چهار دسته تقسیم کرد :

۱.اون هایی که اعتقاد دارند پینک فلوید بدون گیلمور و راجر پینک فلوید نیست !

۲. اون هایی که به پینک فلوید زمان سید برت اعتقاد و علاقه دارند !

۳.طرفدارای خاص گیلمور که سلیقه گیلموری دارند و لحن و آهنگسازی و ترانه سرایی گیلمور رو بعد از جدایی راجر واترز با نام پینک فلوید پذیرفته اند.

۴.طرفدارهای دو آتیشه ی راجر واترز که میگند مغز متفکر پینک راجر بوده و اصلا پینک فلوید یعنی راجر واترز

من با اینکه جز دسته ۲ و ۴ هستم ولی نمی تونم از سولو های جاودانه ای که دیوید برای آهنگ های پینک فلوید نوشته بگذرم ! واقعا نمیشه قدرت نوازندگی و آهنگسازی دیوید گیلمور رو نادیده گرفت ٬

دیوید تبحر خاصی در حسی زدن قطعات داره ٬کمتر کسی میتونه با حس دیوید سولو هاش رو بزنه !
البته می تونم بگم که من این ۳ تا آلبوم شخصی گیلمور رو به دقت گوش کردم ! به نظر من در حد یه اثر معمولی بود ! چیز خاصی توش پیدا نکردم !

اما در آلبوم On an Island که در سال ۲۰۰۶ به بازار اومد آهنگ زیبایی با همین نام آلبوم وجود داره که ترجمه اش رو در پایین قرار میدم !







on an island
در یک جزیره

Remember that night
White steps in the moonlight
They walked here too
Through empty playground, this ghosts' town
Children again, on rusting swings getting higher
Sharing a dream, on an island, it felt right

اون شب رو به یاد بیار
قدم های سپید در مهتاب رو
انها هم قدم میزدند در این زمینهای خالی بازی...در این شهر روح
کودکان دوباره ٬ تاب می خورند و بالاتر میروند
رویایی را با هم شریک میشوند
در جزیره ای...احساس خوبی داره

We lay side by side
Between the moon and the tide
Mapping the stars for a while

Let the night surround you
We're halfway to the stars
Ebb and flow
Let it go
Feel her warmth beside you

ما در کنار هم خوابیدیم
میان ماه و جزر و مد
نقشه ی ستارگان را برای مدتی مجسم میکنیم
اجازه بده شب تو را فرا بگیرد
ما در نیمه ی راه رسیدن به ستارگانیم
جزر و مد
اجازه بده رشد کند..گرماش رو در کنارت حس کن

Remember that night
The warmth and the laughter
Candles burned
Though the church was deserted
At dawn we went down through empty streets to the harbour
Dreamers may leave, but they're here ever after

اون شب را به خاطر بیار
ان شور و خنده ها رو
شمعها می سوزند در میان کلیسایی که متروکه
در زمان غروب ما در جاده های خلوت به سوی بندر میرویم
خیالبافها ممکن است که ترک کنند...ولی اونها همیشه اینجا خواهند بود

Let the night surround you
We're halfway to the stars
Ebb and flow
Let it go
Feel her warmth beside you

اجازه بده شب تو را فرا بگیرد
ما در نیمه ی راه رسیدن به ستارگانیم
جزر و مد
اجازه بده رشد کند..گرماش رو در کنارت حس کن

 

این آهنگ یکی از بهترین های گیلمور هست .. هارمونی های وکالز فوق العاده است٬ تغییر نا محسوس تونالیته نشان دهنده زیرکی و پخته بودن دیوید در امر آهنگسازی داره ٬ و آخرین نکته : مثل همیشه دیوید با انگشت های جادوایش و حسی که مختص خودش هست ما رو بالا میبره !!! 



       ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

LSD* = داروی روان گردان ـ مخدرـ

 ال اس دى (تركيب بلورين به فرمول 2(C2H5 C15H15 N2CON) كه در روانپزشكي نیز كار برد دارد

 


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم دی 1388ساعت 10:46 قبل از ظهر  توسط واگنر 



                                                            بنام آزادی



درود دوستان

دوستان این پست مربوط به مـ. ــر.لـ. ـیـ.ـن مـــ. نــ. ســ.ن هست٬ کسی که اصلا فکرش رو نمی کردم روزی ازش بنویسم ! حقیقتش اینه که من اون اوایل که توی ایران موج مـ. ــر.لـ. ـیـ.ـن مـــ. نــ. ســ.ن راه افتاده بود ازش خوشم نمی یومد٬ بدمم نمی یومد٬ خلاصه احساس خنثی ای نسبت بهش داشتم تا اینکه مصاحبه ی مایکل مور رو با M - M در فیلم بولینگ برای کلمباین دیدم.حرفهای جالبی زد و باعث شد من برم لیریک هاش رو بخوانم تا ببینم این بابا حرف حسابش چیه ! با خواندن لیریکهاش جذبش شدم ٬
توی این پست ازش یه بیوگرافی دقیق و کامل میگذارم به این دلیل که توی هر وبلاگ یا سایت ایرانی که رفتم میتونم بگم از هر ۱۰ تا ۸ تاشون یه سری چرت و پرت نوشتند که آدم هم تعجب می کنه و هم خنده اش میگیره که آیا واقعا مـ. ــر.لـ. ـیـ.ـن مـــ. نــ. ســ.ن اینجور آدمیه؟! یا این کارهایی رو که بهش نسبت میدند انجام داده یا نه !؟!؟


بیوگرافی
نام : بـ.رایـ.ان هاگ و ا ر نر
نام مستعار: مـ. ــر.لـ. ـیـ.ـن مـــ. نــ. ســ.ن
نام پدر: هـاگ و ا ر نر
نام مادر: بارب ویر و ا ر نر
زادگاه : در Canton در ایالت Ohio
نام همسر : دیتا وون تسه ( burlesque* star ) (البته فکر میکنم جدا شده باشند!)
Slept with : جنا جمسن ( پـــو ر نـــو ا ســــــ.تـــ.ا ر) (Jenna Jameson)
تحصیلات :
High School: Glen Oak High School, Canton, OH 1987
University: Broward Community College, Fort Lauderdale, FL
ملیت : آمریکایی

دین / مذهب : آتـــــئـــــــیــسـت ـ ( Ath e ist )

محکومیت ها / سوابق بازداشت :

(indecent exposure) عریان شدن در مکان عمومی ( Jacksonville, FL 27-Dec-1994 )

عریان ساختن بدن در اماکن عمومی ( Rome, Italy Feb-2001 )

(battery) ضرب و جرح ( Minneapolis, MN Oct-2000, acquitted )

(sexual battery) آزار و اذیت جنسی (clarkston, mi 30-jul-2001, charge dropped )

(disorderly conduct) بر هم زدن نظم اجتمایی و آشوب گری (Clarkston, MI 30-Jul-2001)

استفاده از دراگز / محرک ها و مخدر ها : کــوکـایــیـن ـ ماریـــجو آ نــا به صورت مقطعی

حضور در فیلم های سینمایی :


(Rise: Blood Hunter (28-Apr-2007
( The Heart Is Deceitful Above All Things (15-May-2004
( Party Monster (18-Jan-2003
( Bowling for Columbine (15-May-2002) Himself
( Jawbreaker (30-Jan-1999
( Closure (25-Nov-1997) Himself
( Lost Highway (21-Feb-1997

شایعات ساخته شده در موردش که مختص ایرانی ها هم هست :

۱.پیوند زدن چشم یه سگ به چشم خودشه !!! (--:
۲. برداشتن ۲تا از دنده های سینه اش برای اینکه دیگه منت هر کس و نا کسی رو نکشه و خودش یه SU-CK-ER باشه !!! (--:
۳.و اینکه از خواهر یا مادرش بچه داره !!!
واقعا این چرندیات رو باور میکنید ؟ همش شایعه است. و دقیقا شایعاتی هست که از مخ ناقص ایرانی ها سرچشمه گرفته !

توضیحات : دیگه همتون میدونید اسم مستعارش رو از کجا آورده !! علاقه زیادی به انجام کارهایی مثل : داستان و شعر نوشتن ، خواندن، کارتون اسکو بی دو، عروسک، میمون، رنگ سیاه، فلسفه، نیچه، جنگ ستارگان، شکلات،شهرت،نقاشی داره !
کلکسیون اعضای مصنوعی پزشکی جمع آوری میکنه ٬ به حیوانات هم علاقه مند هست.

تحت تاثیر بند ها و افراد زیر بوده :
The Doors
David Bowie
Beatles
Kiss
Iggy Pop
Cult
Alice Cooper
‌Black Sabbath
Pixies

این ترجمه ی یکی از بهترین آهنگ های M-M هست !

.....

disposable teens

And Im a black rainbow
And Im an ape of god
I got a face thats made for violence and porn
Im a teen distortion
Survived abortion
A rebel from the waist down

و من یک رنگین کمان سیاهم
یکی از بوزینه های خدا
چهره ای دارم که برای خشونت , ساخته شده !
یه نوجوان تحریف شده !
نجات یافته از سقط جنین !
یاغی اییه که از یه پایین تنه افتاده !
I wanna thank you mom
I wanna thank you dad
For bringing this fucking world
To a bitter end
I never really hated a one true godBut the God of the people I hated

ازت ممنونم مادر !
ازت ممنونم پدر !
برای اینکه این دنیای لعنتی رو به این پایان تلخ رسوندین
من هرگز از اون خدای واقعی متنفر نبودم
اما از خدای این مردم متنفرم


You said you wanted evolution
The ape was a great big hit
You say you want a revolution, man
And I say that youre full of shit

تو گفتی که تکامل میخوای
برای بوزینه یه حرکت بزرگ و عالیه
تو گفتی که یک تحول میخوای٬ مرد !
و من میگم که تو پر از کثافتی !

Were disposable teens
Were disposable teens
ما نوجوانان بدرد نخوریم
ما نوجوانان یکبار مصرفیم

The more that you fear us
The bigger we get
The more that you fear us
The bigger we get
And dont be surprised, dont be surprised
Dont be surprised when we destroy all of it
و هر چقدر که مارو بیشتر بترسونید
ما بزرگتر می شیم
هر چقدر که مارو بیشتر بترسونید
ما بزرگتر می شیم
نه ! تعجب نکنید ! تعجب نکنید
وقتی که ما تمامش رو نابود کردیم

 
لینک دانلود :
www.4shared.com/file/101981371/f02ada83/DISPOSABLE_TEENS.html

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 1:8 بعد از ظهر  توسط واگنر 

 

                                                  درود


خیلی وقت بود می خواستم در مورد بزرگان سبک کانتری بنویسم. راستش چند نفری توی این سبک هستند یا بهتره بگم بودند که من از بقیه بیشتر دوستشون دارم که این ها هستند :


۱. مرحوم کارل پرکینز
۲. مرحوم جانی کش
۳. تریشا یروود
۴. باب دیلن

 
مورد سوم خانمه جوونه و جای خواهری خوب چیزیه و امیدوارم که کوفت شوهرش بشه
البته شوهرش هم یه خواننده محبوب و مشهور کانتری کانادایی کار درست هست ٬ جای برادری ٬شوهره هم خوب تیکه اییه !! !!


از میان این سه تا جانی کش یه چیز دیگه اس ٬ مرد دوست داشتنی کانتری٬ با تمام وجود این مرد رو دوست دارم و براش احترام خاصی قائلم ٬ صدای دلنشین و گرمش و همین طور موسیقی و ترانه های تاثیر گذارش اون رو به ستاره کانتری دهه ۵۰ آمریکا تبدیل کرد.


  •  بیوگرافی :


John R Cash معروف به جانی کش ٬ متولد ۲۶ فبریه ۱۹۳۲ در شهر Kingsland (نشويل) از ایالت ممفیس تنسی آمریکا متولد شد.
سبک : کانتری ٬ کانتری راک ٬ راک اند رول ٬ راکابیلی
در سال 1935، دولت پرزیدنت روزولت به کشاورزان جنوب آرکانزاس پیشنهاد داد به مناطق شمالی مهاجرت کنند و خاک حاصلخیز آن را بیازمایند. خانواده جانی کش تن به این هجرت داد. آنها به کمک هم توانستند 20 هکتار زمین را برای کشت پنبه شخم بزنند.


جانی سه ساله هم دوش به دوش بقیه در مزرعه کار می کرد . عصرها، وقتی کار در مزرعه تمام می شد، آنها در ایوان خانه گرد هم می نشستند. مادرشان، گیتار می نواخت و بقیه با تم های دسته جمعی و سنتی، همراهی اش می کردند. سرودهای مذهبی ( گاسپل ) در کلیسا، آوازهای مادر و بالاخره آوای موسیقی کانتری که از رادیوی کوچک خانه پخش می شد، روحیه موسیقایی جانی را صیقل می دادند.

جانی در 12 سالگی شعر، ترانه و داستان می نوشت. در 14 سالگی شغل خارج از مزرعه پیدا کرد. باید بین یک گروه گانگستر می چرخید. اما قلبش مالامال از موسیقی بود. هر موقع و هرجا که چند نفر دور هم جمع می شدند استعداد خود را بروز می داد. پس از پایان دبیرستان وارد نیروی هوایی و عازم جنگ کره شد. در همان دوران سربازی نخستین گیتارش را خرید و با چند نفر از هم خدمتی ها، تشکیل یک گروه داد.

پس ازخدمت سربازی، به ممفیس رفت و در سال 54، با شرکت سان رکوردز (همان شرکت معروف به مالکیت سام فیلیپس، کاشف دو استعداد ناب موسیقی راک اند رول یعنی الویس پریسلی و جری لی لوئیس) قرارداد امضا کرد و این، آغاز کار حرفه ای جانی کش در موسیقی بود. ترانه هایی مانند ( گریه کن، گریه کن، گریه کن ) و ( غم نامه های زندان فالسوم ) نام او را در سراسر کشور مطرح کرد.


او با صدايی که کشش چندانی نداشت توانست به يک ستاره تبديل شود. در واقع او فقط يکبار جلسه تمرين صدا داشت که در آن معلمش به او توصيه کرد هيچوقت صدايش را عوض نکند. او با در نظر داشتن اين نصيحت توانست آهنگهای فراموش نشدنی مانند Cry Cry Cry را عرضه کند.


می توان گفت او از با استعدادترين آهنگسازهای دوره معاصر است. آهنگ پر فروش بعدی ديوارهای زندان فالسوم Folsom Prison Walls بود که جانی کش با ديدن فيلمی درباره اين زندان آنرا نوشت.
تا سال ۱۹۵۸ جانی کش گروهی سه نفره به اسم Tenesse ۳ تشکيل داده بود و با نامهای بزرگی مانند الويس پريسلی کار می کرد. اما همزمان با اين پيشرفت، اعتياد او به آمفتامين و مشروبات الکلی باعث شد شهرت روز افزونش در اواخر دهه ۶۰ رو به زوال رود.


در سال 1967 و به قول خودش با خونی آغشته به آمفتامين به داخل يک غار رفت تا در کمال نا اميدی در همانجا بميرد. او با کمال نا اميدی خودش را به دست طبيعت سپرد، ولی آنطور که بعدها در زندگی نامه اش نوشت در همان غار تاريک و تنها بود که خدا را پيدا کرد.
آهنگ Jackson در سال 1968 و بعد از ترک اعتياد جانی کش بيرون آمد. اين آهنگ با همکاری همسر دوم جانی کش نوشته شد. در واقع او بازگشت هنری اش را مديون جوئن کارتر بود که به او کمک کرد اعتياد را کنار بگذارد.


بعد از موفقيت آهنگ پسری به نام سو A Boy Named Sue در سال ۶۹ و با سفارش شبکه تلويزيونی ABC در آمريکا برنامه ای هفتگی به نام Johnny Cash Show به راه افتاد. جانی کش مجری اين برنامه بود و مهمانانش ستاره هايی مانند ری چارلز، نيل يانگ و استيوی واندر ٬ کارل پرکینز و اریک کلپتن بودند.
موفقيت اين برنامه تلويزيونی و انتشار پياپی آهنگهای پرفروش، از اين خواننده و آهنگساز کانتری يک ميليونر ساخت. جانی کش هم از اين درآمد هنگفت برای کارهای خيريه و فعاليت های بشر دوستانه استفاده کرد. سفید و سیاه و سرخ پوست، همه و همه در اشعارش جا می گرفتند. در میانه های دهه 60 با باب دیلن آشنا شد و او را در آلبوم «افق نشویل» همراهی کرد.


کمی بعد، با جوئن کارتر، (عضو خانواده افسانه ای کارتر که طنین موسیقی در رادیوی اختصاصی آنها الهام بخش جانی در ایام کودکی بود) ازدواج کرد. در دهه ۷۰ که همراه با همسرش، کارتر در زمينه تساوی حقوق سياهپوستان، بوميان آمريکايی و رعايت حقوق زندانيان فعاليت های زيادی انجام داد.
جوئن کارتر، همسرش را تا آخر عمر یاری رساند و هم او بود که با همخوانی کنار جانی، رکوردهای فروش را یکی پس از دیگری از دست رقیبان سرسختی چون « بیتلز » و « رولینگ استونز » (در اروپا) و «ری چارلز» و «الویس پریسلی» (در آمریکا) خارج می کرد.


جانی در طول عمرش بیش از ۷۰ آلبوم تهيه کرد. ترانه های او حاکی از عشق به کشورش، عشق به زندگی و چيزی که فقدان آن به شدت در موسيقی کانتری حس می شود ، طنزی بود که جانی کش به کار می برد.
جوئن کارتر، به دنبال عوارض ناشی از عمل جراحی قلب، در ماه مه 2003 درگذشت. جانی هم سه ماه بعد پس از مبارزه ای طولانی با دیابت به همسرش پیوست. با گذشت ۵ سال از مرگ جانی کش، جای خالیش با ترانه هایش پر میشود گویی که هرگز از بین ما نرفته است.

 
بیماریهای جسمی : جانی کش در پایان عمر به بیماری پارکینگسن مبتلا شد و همچنین از دیابت رنج می برد و همین بیماری علت اصلی مرگش بود.


بیماری روانی : اون  به بیماری نادر دیگه ای به نام ophidiophobia که به معنی ماردوستی بیش از حد و یا به عبارت دیگه مارپرستی مبتلا بود.


اعتیاد : جانی چندین سال به الکل معتاد بود. مدتی هم به آمفتامین رو آورد که نتیجه اش یک overdose ناقص بود. در سال ۱۹۶۵ هم در El Paso تگزاس بخاطر حمل مواد دستگیر شد.


 

  •      افتخارات :


 راه یافتن به تالار مشاهیر کانتری در سال ۱۹۸۰
 راه یافتن به تالار مشاهیر راک اند رول در سال ۱۹۹۲
 راه یافتن به تالار مشاهیر راکابیلی
 راه یافتن به تالار مشاهیر ترانه سرایان در سال ۱۹۸۴
 راه یافتن به تالار مشاهیر ترانه سرایان نشویل

 دریافت نشان افتخار بنیاد کندی ۱۹۹۶
 دریافت نشان افتخار بتی فورد ۱۹۸۴
 دریافت نشان ملی هنر ۲۰۰۱
 جای پای مشاهیر در هالیوود در خیابان 6320 Hollywood Blvd
 دریافت ۱۱ جایزه گرمی


  • کتاب هایی که جانی نوشته :

 


Man in Black _ autobiography 1975
1986_ Man in White

جانی برای من حکم یه پدرخوانده رو داره ٬ کاش شما هم احساس من رو نسبت به اون داشتید اون وقت میفهمیدید من چی میگم ٬ کاش همون شناختی رو که من به جانی دارم شما داشتید اون وقت درک میکردید من چی میگم..ولی حیف ... یکی از ترانه هاش رو میزارم٬ بهتره بگم یکی از آخرین ترانه هاش

 

HURT

I hurt myself today
To see if I still feel
I focus on the pain
The only thing that's real

 امروز خودم را آزردم
تا ببينم هنوز می تونم احساس کنم
روی درد تمرکز کردم
روی تنها چيزی که واقعی ایست

The needle tears a hold
The old familiar sting
Try to kill it all away
But I remember everything

سوزن سوراخی را شکافت 
 زخم کهنه آشنا
می خواهی به کل بکشی اش
اما همه اش باز بخاطرم می آید

Chorus

What have I become
My sweetest friend
Everyone I know goes away
In the end
And you could have it all
My empire of dirt
I will let you down
I will make you hurt

چی شده ام 
عزیزترین دوستانم
هر کسی که می شناسم 
 در آخر می رود
و همه اش مال تو
امپراتوری کثیفم
تو را وا می گذارم
تو را می آزارم

*I wear this crown of thorns 
Upon my liar's chair
Full of broken thoughts
I cannot repair
Beneath the stains of time
The feelings disappear
You are someone else
I am still right here

 
اين تاج خار را بر سرم می گزارم* 
بر بالای تخت دروغینم
پر از افکار داغونم
که در تعميرشان ناتوانم
وسط لکه های زمان
احساس ها محو می شوند
تو کس ِ ديگری هستی
من هنوز درست همين جا هستم 

Chorus

If I could start again
A million miles away
I would keep myself
I would find a way

اگر می شد از اول شروع کنم
یک ميليون مایل آن ور تر
خودم را نگه می داشتم
يک راهی پيدا می کردم

 

 * اشاره به تاجی از خار که در هنگام مصلوب کردن مسیح بر سرش گذاشتند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 9:6 قبل از ظهر  توسط واگنر 

                                                

                                                     به نام آزادی

چه ازش خوشتون بیاد و چه بدتون بیاد اون یکی از بزرگترین ستاره های راکه ٬ با این که ۱۴ سال از مرگش میگذره یکی از مرده های ثروتمند به حساب میاد !!

آه ٬ چه بی مقدمه شروع کردم ٬ اصلا من درباره کی حرف میزنم ؟ ها ؟ کی ؟
نه اشتباه کردی اون نیست ٬ کی ؟ نه اونم نیست !! نزدیک شدی !! یه راهنمایی!!

کسی که با موسیقیش در اوایل دهه ۹۰ ذائقه ها رو عوض کرد٬ترش متال رو به گ ا داد. آره خودشه .. میخواستی با این همه راهنمایی نفهمی ؟ خودشه IQ !!

کرت دونالد کوبین ٬ رهبر و بنیان گذار گروه نیروانا
خیلی ها میگند اون در زمینه موسیقی هیچ سوادی نداشت ٬ من میگم کسی که بتونه با موسیقیش تاثیر بگذاره با سواده ٬ این کاره س ٬ یکی با موسیقیش شادت میکنه ٬ به رقصت میاره ٬ یکی غمگینت میکنه ٬ یکی خشمگینت میکنه ٬ یکی هم مثل نیروانا افسردت میکنه ٬ پس به این نتیجه میرسیم که کرت کارش رو بلد بوده ٬ البته قبول دارم آدم احمق یا شایدم به قول خودش آدم شادی بوده ٬

شاد از اون نظر نه ها ٬ از همون نظر

اول مشخصات اش رو میگذارم بعد ترجمه دوتا از لیریک هاش رو.

نام : کرت دونالد کوبین
متولد: ۲۰ فوریه ۱۹۶۷ ٬ هاکوآم ٬ واشنگتن دی سی

مرگ: به دلیل خودکشی (شاتگان رو گذاشت زیر گلوش و مغز خودش رو به سقف جسبوند) ۵ اپریل ۱۹۹۴

محل مرگ : سیاتل٬ واشنگتن دی سی
تمایل جنسی : کرت به قولی B i s e x u l  بود یعنی هم به جنس مخالف تمایل داشت و هم به همجنس خودش ٬ نگفتم   g a y  ها !! پشتش حرف در نیارید الکی ٬ این ۲تا با هم زمین تا آسمون فرق داره٬ میشه گفت همجنس خواه هم بوده

سبک و گروه های تاثیر گذار : دیگه خودتون میدونید٬ حال ندارم بنویسم
پدرش : دان کوبین (تعمیرکار اتومبیل
)
مادرش: وندی فردن بورگ کوبین اوکانر (پیشخدمت
)
همسرش:کرتنی لاو (موزشن
)
فرزندش: فرانسیس بین کوبین

خلاصه بگم کرت نیروانا رو ساخت در سبک گرانج و با چند تا آلبوم که آلبوم Nevermind سال ۹۱ گرمی گرفت و شد یکی از بهترین آلبوم های این سبک تا الان

کرت افسردگی ماژور داشت ٬
مواد مصرفیش هم اینا بود : هروئین ٬ ماری جوآنا ٬ الکل به مقدار لازم


سال ۱۹۹۲ از هروئین اوردوز کرد تا یه بار دیگه هم چند ماه قبل از مرگش تو ایتالیا اور زد که تحت درمان قرار گرفت تا اینکه خودش رو فرستاد اون ور ٬ بعدش هم سپردنش دست کالبد شکاف که حسابی سلاخیش کنه که بفهمند قبل مرگش مواد زده بود یا نه !!

 

                                                                  DUMB 

I'm not like them..But I can pretend

The sun is gone..But I have a light

The day is done..But I'm having fun

I think I'm dumb..or maybe just happy

Think I'm just happy..my heart is broke

But I have some glue..help me inhale

And mend it with you..We'll float around

And hang out on clouds..Then we'll come down

And I have a hangover...Have a hangover

Skin the sun..Fall asleep

Wish away..The soul is cheap

Lesson learned..Wish me luck

Soothe the burn..Wake me up

 

احمق

من مثل اونا نیستم..اما میتونم وانمود کنم که هستم

خورشید رفته..ولی من نور دارم

روز تموم شده..اما هنوز سرگرمی دارم

فکر کنم یه احمقم..یا شاید خوشحال

آره شایدم یه نمه خوشحال

قلبم شکسته..ولی من کمی چسب دارم

کمک کن تا نفس بکشم..و انو با تو راش بندازم

تا یه چرخی دور و بر بزنیم

از ابرها آویزون میشیم..و میایم پایین

و در هوا معلق میشم

آفتاب میگیریم..می خوابیم

آرزو میکنیم..با روحی پست

درسمان را فراگرفتیم..برام آرزوی موفقیت کن

مرهمی برای زخمم باش و بیدارم کن

 

 Lithium

I'm so happy

Cause today I found my friends

They're in my head

I'm so ugly

But that's OK, 'cause so are you

We've broke our mirrors

Sunday morning

Is everyday for all I care

And I'm not scared

Light my candles

In a daze 'cause I’ve found god

Yeah

I'm so lonely and

That's OK, I shaved my head

And I'm not sad

And just maybe

I'm to blame for all I’ve heard

And I'm not sure

I'm so excited

I can't wait to meet you there

And I don’t' care

I'm so horny but

That's OK, my will is good

Yeah

I like it

I'm not gonna crack

I miss you

I'm not gonna crack

I love you

I'm not gonna crack

I killed you

I'm not gonna crack

 

لیتیوم

امروز خیلی خوشحالم

چون دوستام رو پیدا کردم

توی خیالم هستند

من خیلی زشتم

اشکالی نداره چون تو هم زشتی

ما آینه هامون رو شکستیم !

صبح های یکشنبه روزهایی اند 

که من بهشون اهمیت میدم

اصلا هم وحشت نکردم

شمع ها رو روشن کن

چون امروز  خدا را پیدا کردم

من خیلی تنهام

چه اشکالی داره .. موهام رو از ته میتراشم

و غمگین هم نیستم

فقط شاید به خاطر اون چیزهایی

که شنیدم سرزنش بشم

اما مطمئن نیستم

خیلی آشفته ام

وبی صبرانه در انتظار دیدنت

اهمیتی هم نمی دم

خیلی هم شهوتی ام ولی بیخیال

آینده خوبی دارم

 دوستش دارم

اما صداشو در نمی یارم

دلم برات تنگ شده

چیزی نمی گم

عاشقتم

چیزی به روم نمیارم

تو رو کشتم

صداشو در نمی یارم

 

 دوستان این هم کتاب هایی که درباره کرت نوشته شده :

Never Fade Away: The Kurt Cobain Story, 1994, BY: Dave Thompson
Kurt Cobain,
1995/1996
, BY: Christopher Sandford
Kurt Cobain & Courtney Love: In Their Own Words,
1996
, BY: Nick Wise
Cobain,
1997,
BY: Rolling Stone
Who Killed Kurt Cobain? The Mysterious Death of an Icon,
1998/1999
, BY: Ian Halperin and Max Wallace
Heavier Than Heaven: A Biography of Kurt Cobain,
2001
, BY: Charles R. Cross
Love & Death: The Murder of Kurt Cobain,
2004, BY: Max Wallace and Ian Halperin

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم آذر 1388ساعت 2:57 بعد از ظهر  توسط واگنر 

 

                                          بنام آنکه ارزش زندگی را میداند

درود بر دوستان

اومدم با یه مطلب توپ ... این پست مربوط به یکی از آهنگهای بسیار زیبای گروه بزرگ مگادث به نام COUNTDOWN TO EXTINCTION از آلبومی با همین نام که در سال ۱۹۹۲ به بازار اومد هست. آلبومی بسیار تاثیر گذار با روح واقعی متال که میشه گفت هر یک از آهنگها با وسواس بسیار زیادی ساخته و ضبط شده و به عقیده من جزء یکی از برترین ها و بهترین آلبوم های تاریخ متال هست.مخصوصا لیریک های دیو ماستین که پشتش فکر خوابیده و معمولا چرند و پرند نمی نویسه ..

  • در مورد اعضای بند مگادث در زمان این آلبوم

در حال حاضر در گروه مگادث  هیچ یک از اعضای قبلی مثل نیک منزا و مارتی فریدمن یا دیو الفسن نیستند و فقط ماستین هست و سه نفر دیگه که از سال ۲۰۰۴  عضو گروه هستند. اما در اون زمان گروه شکل تثبیت شده ای پیدا کرده بود.

دیو ماستین : ریتم و لید گیتار و خواننده

دیوید الفسن : بیس گیتار و بک وکال

مارتی فردمن : لید و ریتم گیتار

نیک منزا : درامر و بک وکال

  • در مورد آهنگ

ایده این آهنگ زمانی شکل گرفت که نیک منزا در سال ۱۹۹۱ مشغول خواندن روزنامه Time بود متوجه مطلبی در مورد شکار وحشیانه حیوانات شد. اما این گونه ایی دیگر از شکار بود. وحشیانه تر و بیرحمانه تر بود.  در این مقاله اشاره شده بود به شکار حیوانات کمیاب ٬ انسان های پستی که نمی دونند پول زیاد خودشون رو چه جوری خرج کنند برای خالی کردن عقده های درونی خودشون به حیوانات بی پناه حمله می کنند.

 روش این شکار بدین صورت هست که یه نفر پول زیادی میده و یه حیوان کمیاب رو میخره ٬ حیوان در قفس و در گرسنگی به سر میبره و بعد از تزریق یک داروی گیج کننده در دشت یا صحرا رها میشه و شکارچی با خیال راحت به دنبالش راه می افته چون میدونه حیوان بیچاره تحت تاثیر دارو راه زیادی رو نمی تونه طی کنه ٬ بعد از چند ساعت شکارچی با لاشه بی جان حیوان عکس میگیره و احساس مرد بودن میکنه ٬ بعد پوست یا شاخ یا دندان حیوان رو به عنوان یادگاری بر میداره٬ نمونه بارز این جور احمق های عوضی جیمز هتفیلد هست که اگه دقت کرده باشید در مستند Some Kind Of Monster با افتخار عکس های شکار خودش رو به دوستانش نشون میده و به شکارچی بودن خودش افتخار میکنه ٬ حتی صحنه های شکار خودش رو در مستند دیگه ای به اسم یک سال و نیم با متالیکا به نمایش میگذاره٬

این آهنگ اشاره ایی زیبا به آدمهای احمقی از این دست داره که حیوانات رو چند متر جلو تر از قفس هدف قرار میدند و بعد با افتخار میگند که ما این حیوانات کمیاب و شاید خطرناک رو شکار کردیم!!!

این آهنگ از طرف یکی از انجمن های طرفدار و حمایت از حقوق حیوانات پخش شد. همچنین برنده ی جایزه Genesis Award در همون سال شد.

 

COUNTDOWN TO EXTINCTION


(DAVE MUSTAINE/NICK MENZA/DAVID ELLEFSON/MARTY FRIEDMAN)

ENDANGERED SPECIES CAGED IN FRIGHT
SHOT IN COLD BLOOD, NO CHANCE TO FIGHT
THE STAGE IS SET, NOW PAY THE PRICE
AN EGO BOOST, DON'T THINK TWICE
TECHNOLOGY, THE BATTLE'S UNFAIR
YOU PULL THE HAMMER WITHOUT A CARE
SQUEEZE THE TRIGGER THAT MAKES YOU MAN
PSEUDO-SAFARI, THE HUNT IS CANNED
THE HUNT IS CANNED

CHORUS
ALL ARE GONE, ALL BUT ONE
NO CONTEST, NOWHERE TO RUN
NO MORE LEFT, ONLY ONE
THIS IS IT, THISIS THE COUNTDOWN TO EXTINCTION

TELL THE TRUTH, YOU WOULDN'T DARE
THE SKIN AND TROPHY OH SO RARE
SILENCE SPEAKS LOUDER THAN WORDS
IGNORE THE GUILT AND TAKE YOUR TURN
LIARS ANAGRAM IS "LAIRS"
MAN YOU WERE NEVER EVEN THERE
KILLED A FEW FEET FROM THE CAGES
POINT BLANK, YOU'RE SO COURAGEOUS
SO COURAGEOUS

CHORUS

ONE HOUR FROM NOW
ANOTHER SPECIES OF LIFE FORM
WILL DSIAPPEAR OFF THE FACE OF THE PLANET FOREVER
AND THE RATE IS ACCELERATING

CHORUS

(SPOKEN)

 

 شمارش معکوس تا نابودی

(دیو ماستین/نیک منزا/دیوید الفسن/مارتی فردمن)

گونه های به خطر افتاده..با ترسی در قفس

گلوله ایی در خون سرد و لخته شده..شانسی برای مبارزه نیست

صحنه(شکار) آماده شده .. پولش رو بده

 بالا رفتن ارزش هایی انسانی..فکرش رو هم نکن

تکنولوژی٬ جنگ نابرابر

بی اهمیت چکشت را می کوبی

ماشه رو می کشی که ازت یه مرد بسازه

طبیعت گرای دروغی .. شکاری که از قبل در دام بوده

شکاری به دام افتاده

همه رفتند٬ همه جز یکی

رقابتی نیست٬ جایی برای فرار نیست

کسی نیست٬ فقط یکی

این شمارش معکوس تا نابودیه

 

راستشو بگو ٬ تو جرئتش رو نداشتی

پوست و یادگاری شکار ٬ آره خیلی نایابه

سکوت بلند تر از کلمات سخن می گوید

بی خیال گناه٬ کار خودتو بکن

دروغگوها ! دروغ را هم تحریف می کنند

هی مرد ! تو حتی اونجا هم نبودی

(حیوان)کشته شده در چند قدمی قفس

(شلیک) از فاصله خیلی نزدیک .. پسر تو چقدر شجاعی !!!!!!

( همسرایی )

(دکلمه)

از الان تا یه ساعت دیگه

گونه ی دیگه ای از زندگی

از صفحه ی روزگار محو خواهد شد

تا همیشه... و سرعت این حرکت رو به افزایش است

 

پیشنهاد می کنم که این آهنگ رو در هنگام خواندن متن گوش کنید ٬ ریتم بسیار زیبا و لیریک زیرکانه و کنایه آمیز ٬ هارمونی گیتارها در پایان آهنگ ٬ سولو و تنظیمات دیگه خلاقیت و استعداد این گروه رو به رخ بقیه گروه ها می کشه.

 

باشد كه هر كه جان دارد از رنج رهايي يابد.

                                                               بودا

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم آذر 1388ساعت 11:30 قبل از ظهر  توسط واگنر 

                                           

                                                    به نام آزادی

  • درود به همگی
  • بهتره این پست رو آف بخونید
.

این پست بررسی آهنگ

 Time  ؛ ترک چهارم آلبوم ماندگار The Dark Side Of The Moon از گروه همیشه جاوید پینک فلوید که در سال ۱۹۷۳ به بازار اومد هست.این بررسی شامل دو بخشه
  • بخش اول: بررسی موسیقیایی و شنیداری
  • بخش دوم: ترجمه و شرح ترانه

که بخش اول توسط خودم نوشته و ویرایش شده و بخش دوم توسط دوست خوبم رومیتای عزیز که درک خوبی از معانی و مفاهیم پینک فلوید داره ترجمه شده است

البته باید بگم بخش اول خیلی زیاد بود و به دلیل اینکه تصمیم گرفتم ترجمه آهنگ هم باشه خلاصش کردم. لطفا هنگام خوندن مطالب آهنگ رو پخش کنید

اولین چیزی که توی این آهنگ شنیده میشه صداییه مثل وزیدن باد و پس از اون صدای چرخ دنده های ساعت هست که بر روی هم حرکت می کنن و لحظه ایی پس از اون شنونده با صدای بلند زنگهای ساعت مواجه میشه اونم نه یکی بلکه صدای زنگ چندین ساعت مختلف که همزمان به صدا در میاد و پس از اون صدای ساز بیس که با ضرب آهنگ خاصی وارد میشه و حس گذشتن ثانیه ها رو به مخاطب تحمیل میکنه و در میان این صدا ها با کمی دقت می تونید صدای تپش قلبی رو بشنوید. به نظر میاد پینک فلوید میخواد در همین ابتدای کار مفهوم این آهنگ رو به ضمیر ناخودآگاه فرد برسونه و صد البته موفق میشه

در ثانیه ۰:۵۳ گیتار وارد میشه و همزمان با اون پیانوی الکتریک شروع به فضا سازی میکنه و همین طور درامز با مهارت هر چه تمامتر نواخته میشه و دو ساز گیتار الکتریک و دارمز آهنگ رو به خوبی به جلو هدایت می کنند

تا این لحظه شنونده احساس سردرگمی داره ولی در ۲:۲۹ گیلمور خواندن اولین پارگراف رو آغاز میکنه و آهنگ با کمک گرفتن از دارمز حالت ریتمیک به خودش میگیره و شنونده متوجه نظمی که بر خلاف شروع آهنگ هست میشه.آهنگ با کسر میزان ۴/۴ و در گام فادیز مینور ادامه پیدا میکنه

در این قسمت ریتم گیتار با تبحر خاصی نواخته میشه؛ گیلمور با ظرافت و دقت؛ تکنیکی با نام دد نت (کشتن نت با دست چپ)رو در ریتم استفاده میکنه همین طور گیتار الکتریک دوم پس از پایان هر جمله در پارگراف اول جواب آواز رو میده که این حاکی از ضبط چند لایه و وسواسی در این آهنگ هست

در ۲:۵۸ آهنگ و در پارگراف دوم بک وکالهايی بصورت کانتاتی به صدای دیوید اضافه میشوند و در ۳:۲۹ سولوی گیتار الکتریک آغاز میشه و در همین زمان فضا سازی توسط دیگر سازها به دقت انجام میگیره و نوازنده گیتار در گام فادیز مینور شروع به نواختن سولو میکنه بر خلاف اینکه دیوید تنها از تکنیک های رایج گیتار الکتریک مثل تکنیک بندینگ و همرآن پول آف و همچنین تکنیکی به نام رک استفاده میکنه سولویی به واقع زیبا و درخور آهنگ به شنونده هدیه میده. در ۴:۵۴ ثانیه سولو تموم میشه و خواننده پارگراف سوم رو میخونه و در آغاز پارگراف چهارم به علاوه بر بک وکال ها یک تکخوان سوپرانو پارتهایی کوتاه و زیبای آوازی رو میخونه

در ۵:۵۳ ثانیه اتفاق اساسی در این آهنگ رخ میده و با عوض شدن تونالیته حال و هوای آهنگ هم عوض میشه و یه جورایی بر میگرده به ترک دوم آلبوم آهنگ

Breathe و آهنگ با ترانه ایی متفاوت پایان می پذیره

ساز بیس در این آهنگ نقشی بسیار کلیدی ایفا میکنه؛ ما شاهد بیس لاین هایی هستیم بسیار زیبا و سکوتهای به موقع که با زیرکی هر چه تمامتر نوشته و نواخته میشود

  • بخش دوم ترجمه و شرح ترانه

Ticking away the moments that make up a dull day
You fritter and waste the hours in an offhand way
Kicking around on a piece of ground in your home town
Waiting for someone or something to show you the way

ثانیه هایی رو که روزت رو به یه روز خسته کننده تبدیل میکنه از زندگی حذف کن؛ آره چون در این صورت ساعتهای با ارزش زندگیت رو هدر میدی؛ یه گوشه از محله تون وایمیستی و با پاهات به زمین رو می کنی (کاری که بچه ها برای گذروندن وقت انجام میدند) و در انتظار کسی یا چیزی هستی که راه رو بهت نشون بده

Tired of lying in the sunshine staying home to watch the rain
You are young and life is long and there is time to kill today
And then one day you find ten years have got behind you
No one told you when to run, you missed the starting gun

دیگه از دراز کشیدن زیر نور آفتاب ( حمام آفتاب گرفتن ) خسته شدی و خونه میمونی تا بتونی بارونی که بیرون میباره رو تماشا کنی( این هم یه نوع وقت گذروندنه) خب تو جوانی و زندگی طولانی به نظرت می رسه و فکر میکنی حالا حالاها وقت داری که ثانیه های امروز رو بکشی؛ اما روزی به خودت میای و میفهمی که ۱۰ سال رو پشت سر گذاشتی و کسی بهت نگفته که حرکت کنی و متوجه شلیک شروع هم نشدی و حالا هم عقب موندی ( معمولا هنگام شروع مسابقه یه نفر تیری شلیک میکنه که نشانه شروع مسابقه است

So you run and you run to catch up with the sun but it's sinking
Racing around to come up behind you again
The sun is the same in a relative way but you're older
Shorter of breath and one day closer to death

حالا هر چقدر که می دوی نمی تونی به خورشید برسی و این غیر ممکنه و خورشید دوباره از پشتت در میاد و طلوع میکنه؛ خورشید توی این مدت تغییری نکرده ولی این تویی که پیر شدی و هر روز که میگذره سخت تر نفس میکشی و یه روز به مرگ نزدیک تر میشی

Every year is getting shorter never seem to find the time
Plans that either come to naught or half a page of scribbled lines
Hanging on in quiet desperation is the English way
The time is gone, the song is over
Thought I'd something more to say

هر سال کوتاهتر میشه و تو دیگه اون وقت قبلی رو نداری (همون وقتی رو که تو جوونی هدر میدادی) چه نقشه هایی داشتی و هیچ کدومشون عملی نشد؛ گذروندن زمان در سکوتی نامید کننده یه روش انگلیسیه (کاری که پیر مردها و پیرزنهای انگلیسی تا فرا رسیدن مرگ میکنند) حالا دیگه زمان گذشته و شعر هم به پایان رسیده ولی من هنوز چیز بیشتری براگفتن دارم

 

Home, home again
I like to be here when I can
When I come home cold and tired
It's good to warm my bones beside the fire
Far away across the field
The tolling of the iron bell
Calls the faithful to their knees
To hear the softly spoken magic spells

خونه؛ دوباره خونه ؛دوست دارم وقتی که میخوام دوباره اونجا باشم؛ تا وقتی که میرسم و سردمه و خسته ام نزدیک آتیش بشینم و خودم رو گرم کنم؛ اون دور دست ها وسط کشتزار جایی که وقتی صدای ناقوس آهنین شنیده میشه مومنان رو برای به زانو در آمدن فرا میخونه تا بتونند اون کلمات دلنشین و جادویی رو بشنوند

                                                        با سپاس از رومیتا بابت ترجمه       

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم آذر 1388ساعت 2:23 بعد از ظهر  توسط واگنر 

 

............

  • درود بر همگی

AC/DC

این گروه شایسته ستایشه. یک راک اند رول واقعی و تاثیر گذار با ریتم ها و ریفهایی که معلوم نیست از کجا بهشون وحی میشه البته میشه حدس زد که از خود لوسیفر و به طور مستقیم از جهنم. وقتی لیریکساشونو می خونم فکرمی کنم خود شخص شیطان اینارو نوشته من با گروه های راک و متال غیر آمریکایی و انگلیسی حال نمی کنم یعنی حـقـیقـتش اینه که گروه کار درست و موزیک دان توشون نمی بینم روح راک اند رول انگلیسی آمریکاییه ولی این یک گروه استرالیاییه خب یه جورایی بـیـریتـیـشه دیگه.این گروه درسال ۱۹۷۳ در سیدنی استرالیا تشکیل شد مالکوم یانگ از گروه ولوت آندرگرند جدا شد و به همراه برادرش آنگس یانگ این گروه رو تاسیس کرد اون زمان آنگس پانزده سال داشت و اولین بار با لباس مدرسه می ره رو استیج این میشه که این لباس از اون به بعد میشه لباس مخصوص اون برای کنسرت حتی تا الان اونا به ملبورن میرن و در اون جا با یه بیسیت و دارامر آشنا میشن خواننده اونها بن اسکات که در اصل راننده ماشین گروه بوده در ۱۹۸۰ از مصرف زیاد الکل شهید میشه این زمانیه که گروه چند تا آلبوم توپ هم داده بوده گروه برایان جانسون رو جایگزین می کنه و آلبوم زیبای back in black رو میده تو بازار که ده میلیون از اون به فروش میره گروه سالهای بعد آلبومهای دیگه هم به بازارمیده و بعدش هم تور پشت تور

Hells bells

Im a rolling thunder, a pouring rain
Im comin on like a hurricane
My lightnings flashing across the sky
Youre only young but youre gonna die

I wont take no prisoners, wont spare no lives
Nobodys putting up a fight
I got my bell, Im gonna take you to hell
Im gonna get you, satan get you

Chorus:
Hells bells
Yeah, hells bells
You got me ringing hells bells
My temperatures high, hells bells

Ill give you black sensations up and down your spine
If youre into evil youre a friend of mine
See my white light flashing as I split the night
cause if gods on the left, then Im stickin to the right

I wont take no prisoners, wont spare no lives
Nobodys puttin up a fight
I got my bell, Im gonna take you to hell
Im gonna get you, satan get you

Chorus

Yeow
Hells bells, satans comin to you
Hells bells, hes ringing them now
Hells bells, the temperatures high
Hells bells, across the sky
Hells bells, theyre takin you down
Hells bells, theyre draggin you around
Hells bells, gonna split the night
Hells bells, theres no way to fight, yeah

 

من یک تـنـدر غلتانم و یه باران سیل آسام

همانند یک طوفان میام

نورم وسط آسمان می درخشه

تو جوون هستی ولی باید بمیری

من هیچ اسیری نمی گیرم و از جون هیچکس نمی گذرم

هیچکس فرصت جنگیدن پیدا نمی کنه

همراه با ناقوسم به جهنم می برمت

من میگیرمت شیطان میگیرتت

 

ناقوس های جهنم

آره ناقوسهای جهنم

تو باعث میشی که به صدا دربیارم ناقوسهای جهنم رو

با حرارتی بالا  ناقوسهای جهنم

 

بهت احساس سیاهی میدم که از بالا و پایین ستون فقراتت حسش کنی

اگر کمی هم شرور باشی دوست منی

نور سفید منو ببین که میدرخشه و شب رو می شکافه

 اگر خدا در چپ قرار بگیره ٬ من به سمت راست می رم

 

 هیچ اسیری نمی گیرم و از جون هیچکس نمی گذرم

هیچکس فرصت جنگیدن پیدا نمی کنه

همراه با ناقوسم به جهنم می برمت

من میگیرمت   شیطان میگیرتت

 

ناقوسهای جهنم: شیطان به سراغت می یاد

ناقوسهای جهنم: اون به صدا درشون میاره

ناقوسهای جهنم: با حرارتی بالا

ناقوسهای جهنم: اونها به پایین می کشنت

ناقوسهای جهنم: به هر سو می کشنت

ناقوسهای جهنم: راهی برای جنگ نیست

+ نوشته شده در  شنبه هفتم آذر 1388ساعت 4:58 بعد از ظهر  توسط واگنر 

 

                                                 بنام آزادی

درود

این پست مربوط میشه به یک گروه انگلیش پانک دهه هفتادی به نام سکس پیستولز این گروه در دهه هفتاد تشکیل شد اعضای اصلی و مهم گروه عبارتند از

Johnny Rotten ـ وکالز ـ متولد ۱۹۵۶ لندن ـ معتاد به هرویین

Steve Jones ـ گیتاریست ـ متولد ۱۹۵۵ لندن ـ معتاد به هرویین

Sid Vicious ـ بیس گیتار ـ متولد ۱۹۵۷ لندن ـ متهم به کشتن دوست دخترش نانسی اسپنگن در سال ۱۹۷۸ ـ مرگ در سال ۱۹۷۹ بر اثر استفاده بیش از حد از هرویین. معتاد به الکل و هرویین

Glen Matlock ـ بیس گیتار ـ متولد ۱۹۵۶ لندن ـ معتاد به هرویین و ماری جوآنا

بعد از مشخص شدن آرمان های پانک ها هیچ کس به یک گروه پانک سالن یا اتاق برای تمرین اجاره نمی داد از این رو اونها تا مدتی در زمین های متروک ورزشی و گاراژها و داخل تونل های مترو تمرین میکردند و حتی کنسرت میدادند. از نظر موسیقیایی دارای آهنگ های کوتاه و بدون سولو گیتار بودند البته بعضی آهنگها دارای سولویی بسیار ساده و کوتاه بود.

استیو جونز گیتاریست گروه میگه : من تکنوازی بلد نیستم چون از این کار متنفرم

در اوایل دهه هفتاد زمینه برای بوجود آمدن پانک ها فراهم شده بود و سکس پیستولز پرچمدار جنبش پانک در انگلستان بود. شعار اونها مشهور نبودن و مشهور نشدن بود به همین خاطر من تصمیم گرفتم عکسی از اعضای گروه در وبلاگ قرار ندم

اونها با انتشار آهنگ هرج و مرج در انگلستان آرمان های پانک ها رو به رخ دولتمردان انگلیسی و مخصوصا ملکه کشیدند فروشگاهها آثار این گروه رو نفروختند و ایستگاهای رادیویی پخش آهنگهای این گروه رو تحریم کردند حالا دیگه س ک س پیستولز در انگلستان منفورترین گروه بود و این برای یک گروه پانک یک ارزش به حساب میومد

زنده باد طغیان: زنده باد آزادی: زنده باد پانک: زنده باد سکس پیستولز

 

Anarchy for the u.k

Right ! now ! ha ha ha ha ha

I am an antichrist
I am an anarchist
Dont know what I want but
I know how to get it
I wanna destroy posser by cos i

I wanna be anarchy
No dogs body

Anarchy for the u.k its coming sometime and maybe
I give a wrong time stop a trafic line
Your future dream is a shopping scheme cos i

I wanna be anarchy
In the city

How many ways to get what you want
I use the best I use the rest
I use the enemy I use anarchy cos i

I wanna be anarchy
The only way to be

Is this the m.p.l.a
Or is this the u.d.a
Or is this the i.r.a
I thought it was the u.k or just
Another fuckin country
Another cunt like tendencies

I wanna be an anarchist
Oh what a name
Get pissed destroy

شورش برای انگلستان ( بریتانیا )

همین حالا

من یک ضد مسیح هستم

من یک ضد سیستمم

نمی دونم چی میخوام ولی

میدونم چه جوری به دستش بیارم

میخوام که به هر رهگذری صدمه بزنم

چون من میخوام یه ضد حکومت باشم نه یه تن لش

شورش برای بریتانیا

شاید یه زمانی بوجود بیاد

من زمان رو اشتباه میگم

چراغ راهنمایی رو از کارمیندازم

رویای آیندت طرحی برای بازاریابیه

چون که میخوام یه ضد حکومت باشم

در این شهر

چقدر راه برای رسیدن به خواسته ات وجود داره ؟

من از بهترین استفاده میکنم

 من از ساده ترین استفاده میکنم

من از دشمن استفاده می کنم

من از مخالفت و سرکشی استفاده میکنم

چون میخوام یک ضد سیستم باشم

به نظر میاد این تنها راه بودنه !!

این پلیس لس آنجلسه ؟

این نیروی دفاع ایرلند شمالیه ؟

این ارتش جمهوری ایرلنده ؟

من فکر کردم بریتانیاست

یا یه کشور گائیده شده ی دیگه

یا یه کس شعر دیگه

چون میخوام یک ضد سیستم باشم

وای چه اسمی

به کثافت کشیده شده رو نابودش کن

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 8:40 قبل از ظهر  توسط واگنر 

 

 

بگذارید بنام انسان زندگی کنیم. بگذارید آنانی که در جست‌ و جوی حقیقت طبیعت بودند و هرگز انسان‌های مشابه خود را اعدام نکردند را بیاد بیاوریم.
ستاره‌شناسان و شیمی‌دان‌ها هرگز زنجیر آهنین بهم نبافتند، هرگز حفره‌ی تاریک زندان نساختند.
زمین‌شناسان هرگز ابزاری برای شکنجه و آزار ابداع نکردند.
فیلسوفان تئوری‌های حقیقی و حقیقت را با سوزاندن همسایگانشان به مردم ارائه ندادند. آزاداندیشان و دگراندیشان برجسته فقط برای نیکی مردمان و انسان‌ها زیسته‌اند.


                                                                                           ( رابرت اینگرسول
)

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 1:44 بعد از ظهر  توسط واگنر  | 

 

                                               به یاد خدای راک "اند" رول

درود بر همگی

بیوگرافی هندریکس رو در  سالروز مرگش در اون یکی وبم گذاشته بودم که در اینجا می گذارمش. ما همه یه جورایی بهش مدیونیم. منظور از ما همه٬ گیتاریست های راک اند رول و حتی بلوز٬ 

به خودم گفتم که یه بیوگرافی مختصر ولی بی نقص از جیمی بگذارم برا همین به چند تا سایت معتبر و درست حسابی سر زدم و مخصوصا در مورد مرگ جیمی خیلی تحقیق کردم چون روایات مختلفی از مرگ این نابغه هست و مجبور شدم برای ترجمه ی یک متن فرانسوی که درباره مرگ جیمی بود سری به یک دوست قدیمی بزنم تا برام ترجمش کنه

 

جیمز مارشال هندریکس در ۲۷ نوامبر ۱۹۴۲ در ایالت سیاتل آمریکا به دنیا اومد.اولین گیتار جیمی یه گیتار دست دوم داغون به قیمت ۵ دلار بود که در ۱۵ سالگی بدست آورد. جیمی برا یادگیری نوازندگی استادی نداشت و خودش استاد خودش بود. او نوازندگی رو با دنبال کردن تکنیک های نوازندگان بلوز مانند بی بی کینگ و چاک بری و مادی واترز و رابرت جانسون فراگرفت.دراواخر دهه ۵۰ میلادی جیمی اولین گروه خودش رو با نام :

rocking kings

تشکیل داد. ولی از بخت بدش به ارتش فرا خوانده شد و در هنگ چتر بازان مشغول میشه در مورد سربازی جیمی هندریکس که نیمه تمام ماند دو نظریه کاملا متفاوت وجود داره

اول اینکه پای جیمی در اثر یک سقوط آزاد ناموفق شکست و به همین دلیل از خدمت معاف شد

و نظریه دوم اینکه جیمی تونست دکتر ارتش رو متقاعد کنه که همجنس خواه هست و به یکی از هم اتاقی هاش علاقه مند شده به این صورت بود که جیمی از خدمت در میره

نکته : دکتر ارتش رو چه جوری متقاعد کرده خدا داند

بعد از اون جیمی دوباره فعالیت های خودش رو در غالب نوازنده و آهنگساز ادامه داد و در این میان با افرادی مثل تینا ترنر و لیتل ریچارد به همکاری پرداخت در اون زمان یک گیتار فندر استروکستر خوش دست از دوستش هدیه گرفت جیمی اولین کسی بود که استفاده از فیدبک رو بصورت حرفه ایی در سبک راک باب کرد و همچنین اولین کسی بود که از پدال واه در یکی از آهنگهاش استفاده کرد.

هندریکس با بداهه نوازی هایی که انجام میداد تماشاچیان رو سحر میکرد و برای همین لقب جادوگر رو بهش دادند در این زمان جیمی در کافه بار ها و کلوپ های شبانه بلوز مینواخت که مورد توجه یکی از شرکتهای موسیقی قرار گرفت و اونها یک درامر دیوانه بنام میچی میچل که دارای قدرت نوازندگی بالایی بود به او معرفی کردند وچیزی نگذشت که یک بیسیت به نام نوئل ردرینگ بهشون پیوست

اون ها کار بر روی اولین آلبوم خودشون رو شروع کردند این در حالی بود که جیمی و میچی میچل بصورت علنی به اعتیاد رو آوردند اولین آلبوم گروه در سال ۱۹۶۷ با نام

Are You Experienced

وارد بازار شد که خیلی ها رو متعجب کرد و خیلی ها از این آلبوم خط گرفتند و هنوز که هنوز جزو بهترین های راک هست در یکی از تورهای این آلبوم در سال ۱۹۶۸ جیمی دست به کار عجیبی زد

جیمی رو به مردم کرد و گفت:

ممنونم و میخوام که بدونید که من میخواستم که روحتون رو بدزدم ولی نمی تونم پس بجاش بهترین چیزی که دارم رو براتون قربانی میکنم و این تنها کاریه که میتونم انجام بدم

پس از گفتن این جمله جیمی گیتارش رو به زمین انداخت و به آتش کشید و بعد از این کار خردش کرد و تکه هاش رو به میان تماشاچیان انداخت جیمی اولین کسی بود که در تاریخ سازش رو شکست این کار بعد ها در کنسرت های راک و متال توسط نوازندگان مورد تقلید قرار گرفت.

در سالهای بعد جیمی دو آلبوم منسجم دیگر با نامهای

AXIS BOLD AS LOVE

و

ELECTRIC LADYLAND

رو وارد بازار کرد که با استقبال عمومی مواجه شد و در سال ۱۹۶۹ جیمی در کنسرت بزرگ سه روز با صلح و موسیقی در وودستاک شرکت کرد. در این سالها دیگه جیمی نه تنها در کل آمریکا بلکه در تمامی اروپا طرفدار داشت. جیمی گروه دیگری در این زمان تشکیل داد با نام

BAND OF GYPSYS

و آلبومی هم با این نام به بازار اومد به نظر می اومد که موفقیت های جیمی پایانی ندارد اما زمانی که جیمی دوباره با میچی میچل به همکاری پرداخت زمان کوتاهی بود اون ها به دلیل فستیوال ها و اجراهای متعدد نمی تونستند بر روی آلبوم جدید خودشون کار کنند تا این که جیمی در ۱۸ سپتامبر ۱۹۷۰ در لندن رستگار شد

  • مرگ جیمی هندریکس

همونطور که گفتم مرگ جیمی حرف و حدیث زیاد داره ولی در حقیقت جیمی بر اثر خفگی به دلیل بلعیدن استفراغش پس از مسمومیت با مخدری به نام باربیتورات اتفاق افتاد.

آخرین جمله مکتوب از جیمی هندریکس:  تا پلک بزنی زندگی به پایان میرسد
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم آذر 1388ساعت 1:42 بعد از ظهر  توسط واگنر 

     

                                                 بنام آزادی

  • درود بر دوستان

تصمیم گرفتم که مطالب و مقالاتی رو که در وبلاگ قبلی قرار داده بودم با ویرایش جدید در این وبلاگ بگذارم.  این پست مربوط میشه به بیوگرافی لودویگ ون بتهوون موسیقدان آلمانی که فروردین ۱۳۸۴ برای اولین بار و توی سه قسمت در اون یکی وبم قرار دادم ٬ که این بار با ویرایش جدید و یکجا میگذارمش.

  • بیوگرافی و خلاصه ای از زندگی بتهوون٬ موسیقیدان بزرگ آلمانی

لودویگ ون بتهوون  در 16 دسامبر سال 1770 در بن و در اتاق زير شيروانی خونشون و در خانواده ای فوق العاده فقير به دنيا اومد . مادرش يه خدمتکار ساده بود و پدرش خواننده و دايم الخمر. دوران کودکی بسيار سختی داشت.در چهار سالگی يا پيانو می نواخت يا پدرش او را با يک ويولون در اتاقش حبس می کرد که بر اثر اين کار نزديک بود از هنر و موسيقی بيزار شود.

 در سال 1787 ؛ زمانی که 17 ساله بود مادرش رو از دست داد . و در حالی که پدرش در( بارهای شهر )در مستی بسر می برد  ؛ سرپرست خانواده شد ؛ او دو برادر کوچکتر از خود داشت. درسال 1792 به وين رفت. در سال 1795 اولين کنسرت خود را در وين بر پا کرد که خود نوازنده پيانو بود. در سال 1801 عاشق دختری به نام ژيوليتا شد و سونات بسيار زيبای   مهتاب   را به او هديه کرد. ( به نظر من اين يکی از زيبا ترين سونات های بتهوون) البته اون دختر بعد از اذيت و آزار های زيادی که برای بتهوون داشت با مردی بنام کنت گالينبرگ ازدواج کرد.

در 26 سالگی يعنی در سال ۱۷۹۶درد گوش بتهوون شروع می شه در سال ۱۸۰۲ ناشنوايی بتهوون به اوج خودش می رسه و از اين سال به بعد ناشنوايي بتهوون روز به روز افزايش پيدا می کنه. بتهوون اولين اثرش که سه قطعه تريو می باشد و دومين اثرش که سه قطعه سونات برای پيانو است را در بين سالهای 1794 تا 1796 نوشته است . از سال 1802 به بعد کری بتهوون روز به روز بيشتر می شود. پس به اين ترتيب می شه گفت که همه ی آثار بتهوون در دوران کری و ناشنوایی اوست. ناشنوايی او به اين صورت بود که مثلا صداهای کوتاه و پر طنين را بيشتر از صداهای بلند می شنيد به طوری که در سالهای آخر عمرش چوب نازک و بلندی داشت که هنگام نوشتن آهنگها يک سر آن را روی صندوق پيانو می گذاشت و يک سر ديگر آن را ميان دندانهايش می گرفت و پيانو می نواخت و از اين چوب برای بهتر شنيدن صداها استفاده می کرد . خب اينجا اين سوال بوجود می ياد که چرا بتهوون اين درد رو داشت و اصلا چرا اين درد گريبانگير بتهوون شد ؟ جوابش اينه  :  تمرکز فوق العاده حواس و خستگی زياد مغزی بتهوون سبب درد گوش داخلی و خرابی دستگاه شنوايی او شده است.

بتهوون دو دوست بسيار صميمی داشت به نام های دکتر وگلر و آمندای کشيش . بتهوون در نامه ايی به دوستش دکتر وگلر می نويسد :

روزگار تلخی را می گذرانم. دو سال است که از شرکت در تمام مجامع پرهيز می کنم. برايم مقدور نيست که با مردم حرف بزنم زيرا کر هستم.اگر شغل ديگری می داشتم چندان اهميتی نداشت ولی برای من بسيار وحشتناک است.در تئاتر برای اين که صدای بازیکنان را بشنوم بايدخيلی نزديک به ارکستر بشينم اگر دورتر باشم اصوات بلند سازهای موسيقی و صداها را نمی شنوم.بارها وجودم را لعنت کردم.می خواهم به تقدير خود تسليم باشم اما لحظاتی در عمرم هست که احساس می کنم که بدبخترين مخلوقات خدا هستم.

بتهوون به غير از کری بيماری های ديگه ايی هم داشته . چشمان بتهوون ضعيف و نزديکبين بود. ضعف چشم او اثر آبله مختصری بود که به آن دچار شده بوده و از ابتدای جوانی عينک بر چشم داشت.بتهوون به معده درد مبتلا بود که در اواخر عمر کمی از آن کاسته شد . بعد از اين او حدود ۱۰ ماه به اسهال شديد دچار بود. بدن او ضعيف شده بود و از سال 1815 به بعد تا آخر عمر او به بيماريهای ســل و رماتـــيــسم و زردی مبتلا بود.

سال 1814 دوران کمال شهرت بتهوون بود.کنگره وين او را مايه افتخار اروپا معرفی کرد.

جدا از بحث موسیقی٬ بتهوون فردی بشر دوست و مردی شجاع بود. او یک جمهوریخواه بود و همیشه عقایدش را بی پروا و در جمع اظهار می داشت . تا جايی که نظرات خود را بر ضد دولت. ضد پليس و ضد اشرافيت بدون ترس بيان می کرده. در سال ۱۸۱۹ نزديک بود توسط پليس دستگير شود چون در يک مجمع عمومی بلند و بدون ترس گفته بوده : بالاخره عيسی هم يک يهودی مصلوب بيش نبوده است

البته پليس نمی توانست او را مورد آزار قرار بدهد به این خاطر که با انسان های سرشناسی رفت و آمد داشت و همچنین به دلیل محبوبیتش در ميان مردم از آزار و اذیت مخالفان و پلیس به دور بود . ناشنوايی بتهوون در سال ۱۸۱۵ به اوج می رسه و اون به جز نوشتن راه ارتباطی با ديگران نداشت. در سال ۱۸۲۴ سمفونی نهم اش را خود رهبری می کرد در حالی که خود هيچ نمی شنيد. مردم او را تشويق می کردند ولی او متوجه نبود تا اين که بالاخره يکی از اعضای گروه کر (يکی از آواز خوانان) دست او را گرفت و او را متوجه مردم کرد . بتهوون ديد که مردم به احترام او به پا خواسته اند و کف می زنند. ولی اين خوشبختی هم مانند بقيه گذرا بود . بتهوون اواخر عمر در فقر کامل بسر میبرد. او به مدت سه سال از ۱۸۱۶ تا ۱۸۲۱ فقط سه قطعه پيانو نوشت . دشمنانش می گفتند استعدادش پايان يافته ولی اينگونه نبود و از سال ۱۸۲۱ فعاليتش رو دوباره آغاز کرد. زمانی که بتهوون در اوج فقر بود نامه ايی به ارکستر فيلارمونيک لندن نوشت و از آنها خواست کنسرتی به نفع او تشکيل دهند . جمعيت فيلارمونيک لندن به سرعت ۱۰۰ ليره برای او فرستاد. اين کار٬ بتهوون را از شادمانی و حس حق شناسی به گريه انداخت و طی نامه ايی به آنها گفت که اثر بعدی خود را چه سمفونی و چه سونات به آنها هديه خواهد کرد. ولی مرگ اجازه اين کار را به او نداد. بتهوون در مارس سال ۱۸۲۷ همراه با کولاک و توفان و صدای يک صائقه جان داد.

پليس چندين کتاب را از کتابخانه او و همين طور چندين دست نوشته بتهوون رو توقيف می کند و بقيه اموالش رو به حراج می گذارند.

  • سخنانی کوتاه ولی با ارزش از بتهوون

فدا کن ٬ همیشه زندگی بی ارزش  را در راه هنر خود فدا کن.

هيچ قاعده ای نيست که نتوان آن را به خاطر به وجود آوردن اثری زيباتر زير پا نهاد.

موسیقی بايد آتش آدمی را برافروزد.

تا می توانيم نيکی کنيم . آزادی را از هر چيزی گرامی تر بداريم و هرگز به حقيقت خيانت نکنيم.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم آبان 1388ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط واگنر 

 

                                                    به نام آزادی

درود دوستان

وب قبلی من همونطور که میدونید توسط سربازان گمنام امام زمان (ره) (....) شد !

خیلی فکر کردم تا این اتفاق رو به فال نیک بگیرم و به وبلاگ نویسی ۴ ساله خودم پایان بدم ولی در آخر

تصمیم گرفتم که خودم این کار رو در یک زمان دیگه به انجام برسانم نه به این صورت !

به عنوان اولین پست جملات  قصار چند فیلسوف و سیاستمدار و نویسنده و متفکر رو راجع به

سیاست قرار دادم !

جملات قرمز به نظرم خیلی جالب تر اومد :

 


 

fridman

حكومت‌ها هيچ وقت درس نمي‌گيرند. مردم درس مي‌گيرند.

○ ميلتون فريدمن



 

Acheson

اولين لازمه‌ي دولتمرد بودن، خنگ بودن است. اين كار هميشه آسان نيست.

○ دين آچسن



 

Adler

بر سر اصول جنگيدن، آسان‌تر است تا به كار بردن آن.

○ آلفرد آدلر



 

Bismarck

مردم هيچ وقت به اندازه‌ي پس از شكار، دوران جنگ و قبل از انتخابات دروغ نمي‌گويند.

○ بيسمارك



 

Burke

انقلاب كه شد، چاپلوس ديروز تبديل به انقلابي دو آتشه امروز مي‌شود.

○ ادموند بُرك



 

Camus

سياست و سرنوشت بشر را كساني تعيين مي‌كنند كه آرمان و بزرگي ندارند. آنهايي كه بزرگاني شايسته‌اند وارد سياست نمي‌شوند.

○ آلبر كامو



 

DeGaulle

سياستمدار براي اين كه ارباب شود، ژست نوكران را مي‌گيرد.

○ شارل دوگل



 

Douglas

آموزش و پرورش، كارخانه دولتي مقلدپروري است.

○ نورمن داگلاس



 

filding

من هرگز به كسي رأي نمي‌دهم. عليه كسي رأي مي‌دهم.

○ هنري فيلدينگ


 

James-Fox

شاهان صرفاً وقتي ناچار باشند، از طريق پارلمان حكومت مي‌كنند.

○ چارلز جيمز فاكس



 

Ingersol

در تمام اعصار، منافقاني به نام كشيش، تاج بر سر دزداني به نام شاه گذاشته‌اند.

○ رابرت اينگرسول



 

Mencken

اصرار به نجات بشريت، تقريباً هميشه نقابي است براي حكومت كردن.

○ هنري لوييس منكن



 

Nietzsche

سياستمدار انسان‌ها را به دو دسته تقسيم مي‌كند: ابزار و دشمن. يعني فقط يك طبقه را مي‌شناسند و آن هم دشمن است.

○ فردريش نيچه



 

Truman

رهبر كسي است كه توانايي آن را دارد كه مردم را به كاري كه دوست ندارند با رغبت وادار كند.

○ هري ترومن



 

Wolter

به طور كلي هنر دولت اين است كه تا سرحد امكان از يك گروه از شهروندان پول بگيرد و به گروه ديگري بدهد.

○ ولتر


 

Young

اگر يك‌صد سرمايه‌دار تصميم به انجام كاري بگيرند، هيچ كاري غيرقانوني نيست.

○ اندرو يانگ


 

Hegel

از تاريخ مي‌آموزيم كه از تاريخ نمي‌آموزيم.

○ فردريش هگل



 

مي‌داني چرا خورشيد هرگز در امپراتوري بريتانيا غروب نمي‌كند؟ چون خداوند در تاريكي به انگليسي جماعت اعتماد نمي‌كند!

○ دونكان اسپائت



 

اغلب حكومت‌طلبي خودخواهانه را شور مقدس خدمت به خلق نام مي‌نهند.

○ آلبرت هوبارد



 

سياستمدار درست سياستمداري است كه وقتي او را بخرند، به خريدار خيانت نكند.

○ سيمون كارون



 

وظيفه اپوزيسيون خيلي ساده است. مخالفت كردن با همه چيز و راه حل ارائه ندادن!

○ لرد دربي


 

سياست، مصداق عدم بلوغ انساني است.

○ ورا برتين

 

 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

کوفت نوشت :لطفا هر نظری که راجع به این شخصیت ها و جملاتشون دارید بیان کنید چون برخلاف پست های دیگه ام نظراتتون توی این پست برام مهمه !


 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 12:53 بعد از ظهر  توسط واگنر  |